معرفی موسسه حقوقی بیشتر》

موسسه حقوقی پکن Yingtong سالهاست که بر حمایت از حقوق و منافع شرکت های خصوصی تمرکز کرده است. بسیاری از موارد حمایت از حقوق شرکت ها را در عملکرد حقوقی حمایت از حقوق در منابع طبیعی، معدن، زمین، آب، فضای سرزمینی، حقوق صاحبان سهام، دفاع جنایی، تخریب کارخانه، تعطیلی حفاظت از محیط زیست، ممنوعیت و تعطیلات و غیره، از جمله املاک و مستغلات در مقیاس بزرگ، نمایندگی کرده است.

پرسنل دفتر حقوقی بیشتر》
آدرس بازدید بیشتر》

تیم وکلای معدن Yingting · 10000 کلمه تفسیر عمیق "تفسیر جدید قضایی اختلافات حقوق معدن" نقطه به نقطه: پیشرفت های نهادی، نگرانی های عملی و استراتژی های واکنش شرکتی

صفحه اصلی >> حوزه های تجاری >> منابع معدنی

نویسنده مقاله:گروه وکلای Yingting | زمان به روز رسانی:2026-03-25 | زمان خواندن:613

مقدمه: پاسخ قضایی پس از تماس های مکرر
در مقطع حساسی که قانون جدید منابع معدنی بیش از یک سال ابلاغ شد و بیش از نیم سال به طور رسمی اجرا شد، «تفسیر چند موضوع مربوط به اعمال قانون در رسیدگی به دعاوی منازعات معدنی» (که از این پس به عنوان «مطالعه جدید» در دیوان عالی کشور مورد بررسی قرار گرفت و به تصویب دیوان عالی کشور رسید. جلسه 1961 کمیته قضایی آن در 13 دسامبر 2025 و در تاریخ 1 فوریه 2026 (که از این پس "تفسیر جدید قضایی" نامیده می شود) رسماً اجرا می شود. انتشار این تفسیر قضایی را می توان به عنوان "بیرون آمدن پس از تماس های مدت ها مورد انتظار" توصیف کرد. این به طور مستقیم به مشکلات رایج و سیستماتیکی پاسخ می دهد که دادگاه ها در تمام سطوح در سراسر کشور، به ویژه دادگاه های مردمی، هنگام رسیدگی به پرونده های مربوط به اختلافات حقوق معدن برای مدت طولانی با آن مواجه بوده اند.
همانطور که ما عمیقاً در کار روزانه خود تجربه کرده ایم، تنها در هفته گذشته، ما تماس هایی از دادگاه های گانسو، هونان، شانشی، لیائونینگ و سایر نقاط دریافت کرده ایم تا به طور مشترک درباره نحوه اعمال دقیق قوانین و اصول قانونی در نوع خاصی از موارد اختلاف حقوق معدن بحث کنیم. همین پدیده برای اثبات این موضوع کافی است که در رویه قضایی، در مورد «چگونگی محاکمه» و «نحوه توصیف» دعاوی حقوق معدنی، سؤالات فراوان و عدم قطعیت زیاد وجود دارد. این بلاتکلیفی نه تنها بر وحدت و اقتدار تصمیمات قضایی تأثیر می گذارد، بلکه اعتماد سرمایه گذاری نهادهای بازار را به شدت کاهش می دهد و مانع از توسعه سالم بازار منابع معدنی می شود.
نویسنده به عنوان یکی از اعضای انجمن ساخت و ساز ملی دموکراتیک، تا نیم سال پیش چندین بار نظرات خود را به ادارات مربوطه در مورد بهبود سیستم های حمایتی قانون منابع معدنی ارائه کرده است. یکی از دغدغه های اصلی، اعمال قانون در دعاوی حقوق معادن است و به صراحت توصیه می شود که دادگاه عالی خلق در اسرع وقت یک تفسیر قضایی خاص صادر کند. بسیاری از کارشناسان تیم ما نیز از طریق کانال های مختلف به ارائه مشاوره و پیشنهادات به دادگاه عالی خلق ادامه می دهند. امروز، انتشار «تفسیر جدید قضایی» بدون شک پاسخی مهم به فراخوان های قبلی این صنعت است.
با این حال، پس از خواندن متن کامل، متوجه شدیم که اگرچه این تفسیر نگرش مثبتی را در برخی از بندها نشان می‌دهد، اما در مورد برخی از موضوعات اساسی و جهت‌دار، ویژگی تأسف‌آور «نیم جمله» را نشان می‌دهد - یعنی در نقطه متوقف شده، از نکات کلیدی اجتناب می‌کند و به طور مبهم از موضوعات کلیدی مانند انتساب مسئولیت، مسیرهای رویه‌ای و استانداردهای جبرانی شفاف می‌گذرد. دلیل آن، به اعتقاد ما، ارتباط نزدیکی با عدم تعادل ساختاری دارد که در آن جامعه مدنی غالب است و صدای اداری نسبتاً ضعیف در روند تدوین تفاسیر قضایی است. این عدم تعادل منجر به این شده است که تعداد زیادی از اختلافات حقوق معدنی که اساساً اختلافات اداری هستند، به اجبار وارد چارچوب مدنی برای پردازش شوند و در نتیجه حمایت از شرکت های معدنی به عنوان همتایان اداری تضعیف شود.
نکات کلیدی در یک نگاه - پیشرفت و محدودیت ها با هم وجود دارند
1. عدم انطباق اوصاف اساسی: «تفسیر جدید قضایی» اگرچه به قانون مدنی و قانون منابع معدنی استناد می کند، اما به هیچ وجه به قانون دعاوی اداری اشاره ای نکرده است. از ماهیت توافقات اداری در اختلافات اصلی مانند انتقال حقوق معدن جلوگیری می کند که منجر به انتخاب اشتباه مسیر امداد می شود.
2. ابداع قواعد اعتبار قرارداد: مواد 5 تا 11 اصل «اثر فوری» را برای قراردادهای مدنی مانند انتقال حقوق معدنی و رهن تثبیت می کند که یک پشتوانه قضایی قوی برای اصلاح «تفکیک حقوق و گواهی» قانون جدید منابع معدنی است و یک پیشرفت بزرگ نهادی است.
3. عدم وجود مسئولیت در قبال قراردادهای باطل: اگرچه در مواد 3 و 4 مقرر شده است که قراردادها در شرایط خاصی باطل می شوند، اما به مسئولیت دستگاه های اداری که به طور غیرقانونی قرارداد امضا می کنند، اشاره ای نشده است و این امر موجب می شود شرکت ها حتی پس از برنده شدن در دعوی، معافیت ماهوی را برای شرکت ها با مشکل مواجه کنند.
4. گسترش دامنه شناسایی سرکوب: ماده 15 به طور خلاقانه «مناطق معدنی ممنوع در اطراف پروژه های عمرانی» را در محدوده «سرکوب» قرار می دهد که سود زیادی برای شرکت های معدنی دارد، اما مبنای قانونی آن نیاز به تجمیع دارد.
5. نادیده گرفتن استانداردهای غرامت محافظه کارانه: اگرچه ماده 17 تعدادی از موارد غرامت را فهرست می کند، اما مستقیماً تأیید نمی کند که "مزایای مورد انتظار" باید جبران شود. این فقط با یک "و غیره" مبهم پوشیده شده است، که فضای بزرگی برای تفسیر و موانعی برای حمایت از حقوق باقی می گذارد.
6. دعاوی سختگیرانه برای انصراف پس از انقضا: ماده 19 آستانه اثبات بسیار بالایی را برای شرایطی تعیین می کند که حقوق معدنی به دلیل سرکوب پس از انقضا قابل تمدید نیست. در واقعیت، شرکت ها اغلب به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی، برآوردن الزامات را دشوار می یابند.
7. مسیرهای محدود برای جبران خسارت بازیابی: ماده 20 ایجاب می کند که غرامت از «سازمان اداری که تصمیم به بازیابی را گرفته است» درخواست شود. با این حال، در عمل، چنین تصمیمات رسمی بسیار نادر است، و شرکت ها اغلب در دوراهی "نداشتن چیزی برای شکایت" قرار می گیرند.
8. پاسخ حرفه ای کلید می شود: در مواجهه با مناطق خاکستری به جا مانده از بسیاری از "نصف جمله" در تفاسیر، شرکت های معدن باید قابلیت های حرفه ای قانونی خود را بهبود بخشند تا به طور موثر از حقوق و منافع خود در اختلافات پیچیده محافظت کنند.
توضیح مفصل گام به گام - چشم انداز عمیق از متن تا تمرین
ماده 1: قواعد اعتبار قراردادهای انتقال حقوق معادن و نواقص اساسی آنها
ماده 1- در صورتی که اداره انتقال حقوق معدنی به عنوان انتقال دهنده و انتقال گیرنده قرارداد انتقال حقوق معدنی را امضا کنند و طرفین تأییدیه لازم الاجرا شدن آن را از تاریخ تأسیس مطابق قانون بخواهند، دادگاه مردم از آن حمایت می کند مگر اینکه در قوانین و مقررات اداری خلاف آن مقرر شده باشد یا طرفین به نحو دیگری توافق کنند.
تعبیر وکیل:
این ماده ظاهراً این اصل را ایجاد می کند که قرارداد انتقال حقوق معدن «از زمان تأسیس نافذ می شود»، ظاهراً فرآیند معاملات را ساده می کند و ثبات قرارداد را افزایش می دهد. با این حال، یک نقص منطقی کشنده در پشت آن پنهان است - اجتناب عمدی از ماهیت اساسی قرارداد.
ما باید به وضوح درک کنیم که قرارداد انتقال حقوق معدن به هیچ وجه یک قرارداد بیع عادی مدنی نیست. بر اساس مفاد صریح مواد 1 و 2 «آیین نامه دیوان عالی خلق درباره چند موضوع در مورد رسیدگی به پرونده های قراردادهای اداری»، قراردادهای حق امتیاز دولتی، قراردادهای غرامت سلب مالکیت زمین و خانه، و قراردادهای حقوق معادن و سایر قراردادهای انتقال حقوق استفاده از منابع طبیعی متعلق به دولت، همگی در محدوده قانونی قراردادهای اداری قرار می گیرند. در چنین قراردادهایی، مرجع انتقال دهنده (معمولاً مرجع منابع طبیعی) به عنوان یک موضوع مدنی برابر ظاهر نمی شود، بلکه از طرف دولت مالکیت منابع معدنی را اعمال می کند و رفتار آن یک عمل اداری معمولی است.
بنابراین، هنگامی که اختلافی در مورد چنین قراردادی ایجاد شد، مانند عدم انجام تعهدات ثبتی توسط انتقال دهنده، تغییر یک طرفه شرایط قرارداد و غیره، راه حل حقوقی صحیح باید اقامه دعوی اداری باشد تا دعوای مدنی. ارزش اصلی دعاوی اداری نظارت بر اداره سازمان های اداری مطابق با قانون است. این ابزار نهادی مورد نیاز برای حل چنین اختلافاتی است.
این در حالی است که «تفسیر جدید قضایی» در ابتدا فقط «قانون مدنی» و «قانون منابع معدنی» را در مبانی تقنینی ذکر کرده است و اصلاً اشاره ای به «قانون آیین دادرسی اداری» نکرده است. این استناد انتخابی قانون مستقیماً منجر به قفل شدن کل دیدگاه تفسیری در چارچوب مدنی می شود. نتیجه این است که تعداد زیادی از پرونده‌هایی که باید در محاکم اداری رسیدگی می‌شد و مشمول قوانین حقوقی اداری می‌شد، اشتباهاً به دادگاه‌های مدنی منتقل شد و طبق مقررات قرارداد مدنی رسیدگی شد. این نه تنها در تئوری حقوقی غیرقابل دفاع است، بلکه حمایت از دارندگان حقوق معدن را در عمل به شدت تضعیف می کند. زیرا دعوای مدنی نه می تواند قانونی بودن اقدامات اداری دستگاه های اداری را مانند دعاوی اداری بررسی کند و نه می تواند مسئولیت اداری آنها را به نحو احسن انجام دهد.
تیم ما بارها این نکته را به دادگاه عالی خلق تاکید کرده است، اما متاسفانه این تعبیر اتخاذ نشده است. این نشان می‌دهد که دیدگاه مدنی یک موقعیت کاملاً مسلط را اشغال می‌کند، در حالی که صدای اداری که با قوانین اداری آشناست و ماهیت اداری حقوق معدن را به خوبی می‌داند، بسیار ضعیف است. این یک تاسف ساختاری است و همچنین یک جهت کلیدی است که ما باید به ارتقای بهبود در آینده ادامه دهیم.
ماده 2: دو طرفه بودن حق فسخ قرارداد و عدم تمایز بین مسئولیت ها.
ماده 2- در صورتی که انتقال‌دهنده طبق قرارداد انتقال حقوق معدن، حقوق معدن را برای انتقال‌گیرنده به ثبت نرساند و در مدت معقولی پس از اصرار این کار را انجام ندهد یا انتقال‌گیرنده پس از دریافت حقوق معدن به دلایل انتقال‌دهنده نتواند زمین معدنی را برای اکتشاف و استخراج طبق قانون به دست آورد، و دادگاه از انتقال‌دهنده درخواست می‌کند که آن را محکوم کند.
در صورتی که انتقال گیرنده نتواند وجوه حاصل از واگذاری حقوق معدن را به صورت توافقی پرداخت کند و در نتیجه انتقال دهنده نتواند به هدف قرارداد دست یابد و انتقال دهنده درخواست فسخ قرارداد انتقال را داشته باشد، دادگاه مردمی از آن حمایت می کند.
تعبیر وکیل:
بند اول این ماده به انتقال گیرنده حق فسخ قرارداد در صورت تخلف انتقال دهنده از قرارداد را داده است که این خود معقول است. با این حال، در بیان آن ابهام جدی وجود دارد و نمی تواند بین «نقض قرارداد» با ماهیت های مختلف تمایز قائل شود و در نتیجه خطرات حقوقی عظیمی را به همراه دارد.
به طور خاص، "نقض قرارداد" انتقال دهنده را می توان حداقل به دو دسته تقسیم کرد:
1. نقض موضوعی و مخرب قرارداد: به عنوان مثال، سازمان اداری عمداً بدون هیچ دلیل موجهی مراحل ثبت را به تأخیر می اندازد یا از تکمیل مراحل خودداری می کند. برای چنین رفتاری، مطابق با روح مربوطه «نظرات مربوط به بهبود نظام حمایت از حقوق مالکیت و حمایت از حقوق مالکیت طبق قانون» (1395)، «آیین‌نامه بهینه‌سازی محیط کسب‌وکار» (1398) و «قانون توسعه اقتصاد خصوصی»، نه تنها باید مسئول جبران خسارت مالی، مسئولیت سرمایه‌گذاری مربوطه نیز باشد. مورد بررسی قرار گرفت.
2. عدم انجام به دلیل نیازهای عمومی: به عنوان مثال، به دلیل تعدیل سیاست های حفاظت از محیط زیست، برنامه ریزی زیرساخت های عمده و غیره، اجرای قرارداد اصلی انتقال غیرممکن است. در این زمان، اگرچه رفتار سازمان اداری "نقض" قرارداد است، اما انگیزه آن برای منافع عمومی سطح بالاتر است. در این صورت نباید صرفاً به عنوان «نقض قرارداد» تلقی شود، بلکه باید یک روند جبرانی عادلانه و معقول آغاز شود.
ماده 2 «تفسیر جدید قضایی» هیچ گونه تمایزی بین دو حالت کاملاً متفاوت فوق قائل نشده و به طور کلی از تعبیر «فسخ قرارداد» استفاده می کند. این منجر به دو مشکل جدی می شود:
1. برای نقض ذهنی و مخرب قرارداد، شرکت ممکن است تنها پس از خاتمه قرارداد قادر به بازپرداخت باشد، اما نمی تواند ادعای خسارت تنبیهی یا پیگیری مسئولیت شخصی کند.
2. عدم انجام به دلیل منافع عمومی، اگر صرفاً به عنوان «نقض قرارداد» تلقی شود، ممکن است مانع پیشرفت پروژه‌های منافع عمومی شود. اگر به عنوان "نقض قرارداد" تلقی نشود، شرکت مبنای قانونی واضح برای مطالبه غرامت را از دست خواهد داد.
ضمناً در بند 2 این ماده تصریح شده است که عدم پرداخت وجه انتقال توسط انتقال گیرنده ممکن است موجب فسخ قرارداد شود. این در تئوری درست است، اما در عمل به طور جدی با واقعیت ارتباط ندارد. در واقع، اکثریت قریب به اتفاق شرکت‌ها، نه به دلیل سوء نیت ذهنی، بلکه به دلایل خود دستگاه‌های اجرایی مانند تعدیل‌های ناگهانی در برنامه‌ریزی، توقف فعالیت‌های معدنی، عدم تمدید پروانه‌ها و غیره که منجر به رکود پروژه‌ها و ناتوانی شرکت‌ها در ادامه سرمایه‌گذاری می‌شود، از پرداخت به موقع وجوه واگذاری کوتاهی می‌کنند. بی انصافی است که تمام مسئولیت عواقب ناشی از اقدامات اداری را به عهده بنگاه قرار دهیم و به سازمان اداری حق فسخ یک طرفه قرارداد را بدهیم.
به طور خلاصه، بزرگترین مشکل این مقاله این است که "همیشه به نظر می رسد که بسیاری از چیزها فقط نیمی از آنها گفته می شود و نیمی دیگر بلعیده می شوند." به سؤالات اصلی "در چه شرایطی نقض قرارداد است؟ در چه شرایطی تغییر وضعیت یا منافع عمومی اولویت دارد؟ آیا غرامت یا غرامت پس از فسخ؟ معیار چیست؟" این سؤالات اساسی بار دیگر مشکل دشوار را به دادگاه ها و شرکت های مردمی می اندازد.
ماده 3: خلاء مکانیزم شناسایی و پاسخگویی قراردادهای باطل
ماده 3 - در صورتی که طرفین قرارداد اکتشاف و استخراج منابع معدنی را بدون حقوق معدنی منعقد کنند و از مفاد بند 2 ماده 4 قانون منابع معدنی تخلف کنند، دادگاه مردمی بی اعتبار بودن قرارداد را تشخیص می دهد.
در قرارداد مشارکتی اکتشاف، استخراج یا انتقال حقوق معدنی که در آینده حاصل می‌شود، اگر طرفین صرفاً به این دلیل ادعا کنند که قرارداد باطل است که شریک یا انتقال‌دهنده در زمان انعقاد قرارداد، حقوق معدن را کسب نکرده است، دادگاه خلق از آن حمایت نخواهد کرد.
تفسیر وکیل:
احزاب مذکور در بند اول این ماده در واقع تقریباً بدون استثنا به ادارات اداری محلی یا ادارات و شرکت های مجاز آنها اشاره می کنند. اگر چنین قراردادی بین افراد عادی مدنی منعقد شود، مستقیماً جرم استخراج غیرقانونی معدن و در محدوده جرم کیفری قرار می گیرد، نه صرفاً بطلان یک قرارداد مدنی.
نکته دردناک واقعی این است که وقتی یک سازمان اداری قراردادی را با شرکتی امضا می‌کند تا به شرکت اجازه دهد در مناطقی که هنوز حقوق معدنی در آنها احراز نشده است، اکتشاف و استخراج معدن انجام دهد، اما بعداً ادعا می‌کند که قرارداد به دلیل «نقض مقررات اجباری قانون» باطل است، شرکت چگونه باید این وضعیت را اصلاح کند؟ «تفسیر جدید قضایی» فقط «تعیین بطلان» را پیش بینی می کند، اما در مورد مسؤولیت بعدی سکوت می کند.
از نقطه نظر منطق حقوقی، پس از اینکه قراردادی باطل شناخته شد، ناگزیر متضمن مسئولیت تقصیر قراردادی یا مسئولیت جرم خواهد بود. در سطح حقوق اداری، اگر یک دستگاه اداری با وجود اینکه بداند حق تصرف در منابع معدنی را ندارد، همچنان با بنگاهی قرارداد منعقد کند، مشمول ماده ۷۵ قانون دعاوی اداری می‌شود که مقرر می‌دارد «دستگاه مجری صلاحیت موضوع اداری را نداشته یا مبنایی برای چنین وضعیت غیرقانونی عمده و آشکاری ندارد». این اقدام اداری باید تایید شود که نامعتبر است و سازمان اداری باید تمام زیان های متحمل شده در نتیجه از جمله سرمایه گذاری اولیه اکتشاف، سرمایه گذاری تجهیزات و امکانات، سود مورد انتظار و غیره را به شرکت جبران کند.
با این حال، «تفسیر جدید قضایی» به طور کامل از این مسیر پاسخگویی حقوق اداری اجتناب می کند و تنها در حد بطلان قراردادهای مدنی باقی می ماند. این امر باعث می شود که شرکت ها همچنان با این مشکل مواجه شوند که "چه کسی مسئول است؟" پس از برنده شدن در دعوای «بطلان قرارداد». به دلیل فقدان رهنمود قضایی روشن، دادگاه‌های مردمی احتمالاً سازمان‌های اداری را به‌دلیل اینکه «هر دو طرف مقصر هستند» به میزان قابل توجهی کاهش داده یا حتی از مسئولیت معاف می‌کنند و در نهایت به شرکت اجازه می‌دهند تمام زیان‌های سرمایه‌گذاری را به تنهایی متقبل شوند.
شایان ذکر است که بند دوم این مقاله دارای اهمیت مثبت مهمی است. این به وضوح ادعای بی اعتباری قرارداد همکاری یا انتقال را به این دلیل که "حقوق معدنی در زمان امضا به دست نیامده" را رد می کند. این به طور مستقیم به اختلافات رایج در عمل پاسخ می دهد. برای مثال، پس از اینکه یک واحد اکتشاف زمین‌شناسی در مغولستان داخلی با موفقیت در اکتشاف همکاری کرد، به بهانه اینکه «حق استخراج معدن ندارد» تلاش کرد تا قرارداد همکاری «28 سهم» امضا شده با یک شرکت سرمایه‌گذاری شده توسط هنگ‌کنگ را رد کند. این موضع دیوان عالی به طور موثر از ترتیبات معاملاتی مبتنی بر انتظارات تجاری منطقی محافظت می کند و اعتماد بازار را تثبیت می کند.
ماده 4: سوء تفاهم عمیق منطقی که قراردادهای ذخایر طبیعی را باطل می کند
ماده 4: در صورتی که طرفین به اکتشاف و بهره برداری از منابع معدنی در پارک ملی یا سایر مناطق ذخیره گاه طبیعی رضایت دهند و از مقررات الزامی مواد 27 و 28 قانون پارک ملی و سایر قوانین و مقررات اداری تخلف کنند، دادگاه مردم نسبت به بطلان قرارداد اقدام خواهد کرد.
تفسیر وکیل:
«قرارداد طرف» در این ماده نیز همانند ماده 3 به دستگاه‌ها و مؤسسات اداری اطلاق می‌شود. هیچ فرد عادی مدنی جرأت امضای قرارداد اکتشاف و معدن در یک ذخیره گاه طبیعی را ندارد، در غیر این صورت با خطرات جنایی مواجه خواهند شد.
مشکل این مقاله عدم همسویی منطق استدلال آن است. این سازمان به «مفاد اجباری» در قوانینی مانند قانون پارک ملی اشاره کرد تا استدلال کند که قرارداد از منظر اعتبار قرارداد مدنی باطل است. این یقینا درست است، اما مسئله دور نگاه کردن از نزدیک و دوری از امور مهم و پیش پا افتاده است.
مبنای حقوقی مستقیمتر و اساسیتر باید ماده 75 قانون دعاوی اداری باشد. تصویب اکتشاف و استخراج معادن توسط دستگاه های اجرایی در ذخایر طبیعی یک اقدام غیرقانونی بزرگ است که فراتر از اختیارات قانونی است و مبنای قانونی ندارد. این نوع رفتار از ابتدا باطل است و نیازی به توسل به مفهوم «احکام تکلیفی» مدنی برای اقامه ادله گردی نیست.
از همه مهمتر، توضیح یک بار دیگر "نیمه تمام" بود - فقط می گفت "قرارداد باطل است" اما نمی گفت "بعد از باطل شدن چه باید کرد؟" پاسخ باید این باشد: سازمان اداری باید تمام خسارات اقتصادی ناشی از رفتار غیرقانونی خود را متحمل شود، از جمله، اما نه محدود به تمام سرمایه گذاری های اولیه و بازده مورد انتظار آتی. اگر یک شرکت بدون اطلاع توسط سازمان های اداری به منطقه حفاظت شده معرفی شود، قربانی کاملا بی گناه است و باید غرامت کامل دریافت کند.
علاوه بر این، یک موقعیت رایج دیگر باید متمایز شود: یک شرکت ابتدا به طور قانونی حقوق معدن را به دست می آورد و سپس منطقه را در یک پارک ملی یا ذخیره گاه طبیعی قرار می دهد. در همین راستا ماده 26 قانون منابع معدنی به صراحت تصریح می کند که در صورت نیاز به انصراف شرکت به دلیل مصالح عمومی، جبران منصفانه و معقول آن پرداخت شود. این ماهیت و معیار با «غرامت» ناشی از تأیید غیرقانونی دستگاه‌های اداری متفاوت است، اما «تفسیر جدید قضایی» بین این موضوع که خیلی کلی به نظر می‌رسد تمایزی قائل نشده است.
مواد 5 تا 11: استقرار همه جانبه قوانین قراردادهای مدنی و حمایت از حقوق مالکیت
ماده 5 - اگر طرفی درخواست تأیید کند که انتقال حقوق معدن، مشارکت سرمایه، رهن یا قرارداد اکتشاف یا معدن تعاونی از تاریخ تأسیس قانونی نافذ می‌شود، دادگاه مردم از آن حمایت می‌کند، مگر در مواردی که دولت در قرارداد انتقال حقوق معدنی مقرر کرده باشد، یا به نحو دیگری مورد توافق طرفین قرار گرفته باشد.
ماده 6- پس از امضای قرارداد انتقال حقوق معدنی یا سرمایه گذاری، در صورتی که دارنده حقوق معدنی به تعهد خود در خصوص واگذاری حقوق معدنی طبق قرارداد عمل نکند و طرف قرارداد تقاضای ادامه اجرای آن را داشته باشد، دادگاه مردمی از آن حمایت خواهد کرد.
در صورتی که دارنده حقوق معدنی به تعهد خود مبنی بر انتقال حقوق معدنی طبق قرارداد عمل نکند و پس از اصرار در مدت معقول انجام ندهد و طرف قرارداد تقاضای فسخ قرارداد را داشته باشد و دارنده حقوق معدنی مسئولیت نقض قرارداد را بر عهده بگیرد، دادگاه خلق از این درخواست حمایت خواهد کرد.
ماده 7: پس از امضای قرارداد انتقال حقوق معدن، انتقال دهنده حقوق معدن را به شخص ثالث منتقل و ثبت انتقال را انجام می دهد. در صورتی که انتقال گیرنده تقاضای فسخ قرارداد و استرداد هزینه انتقال پرداخت شده را داشته باشد و انتقال دهنده مسئولیت تخلف از قرارداد را بر عهده داشته باشد، دادگاه مردم از این درخواست حمایت می کند.
انتقال دهنده بدخواهانه با شخص ثالثی برای انعقاد قرارداد انتقال حقوق استخراج جداگانه تبانی می کند و ثبت انتقال را انجام می دهد و در نتیجه انتقال گیرنده نمی تواند حقوق استخراج را به دست آورد. در صورتی که انتقال گیرنده تأیید بطلان قرارداد منعقده بین انتقال دهنده و شخص ثالث را درخواست کند، محکمه مردم از آن حمایت می کند.
ماده 8 - در صورتي كه انتقال گيرنده تأييد حقوق معدني را كه در دفتر ثبت حقوق معادن به دست مي‌آيد درخواست كند، دادگاه مردمي از اين درخواست حمايت مي‌كند.
در صورتی که گواهی حقوق معادن با دفترچه ثبت حقوق معدنی مغایرت داشته باشد و طرف درخواست کند که دفترچه ثبت حقوق معادن به عنوان استاندارد مورد استفاده قرار گیرد، دادگاه مردم از آن حمایت می کند مگر اینکه دلیلی مبنی بر اشتباه در دفتر ثبت حقوق معدن وجود داشته باشد.
ماده 9 - در صورت برقراری رهن بر حقوق معدن، در صورتی که طرف ذینفع تأیید کند که حق رهن در هنگام ثبت موضوع رهن در دفتر حقوق معادن برقرار شده است، دادگاه خلق از درخواست حمایت می کند.
ماده 10- هر گاه رهن با حقوق معدنی برقرار شود و مدیون از ایفای دیون خود کوتاهی کند یا وضعیتی پیش آید که حقوق رهن را به توافق طرفین احراز کند و مرتهن طبق مواد 207 و 208 قانون آیین دادرسی مدنی برای احقاق حق رهن اقدام کند.
ماده 11- پس از رهن شدن حقوق معدنی طبق قانون، در صورتی که حقوق معدن به دلایلی از قبیل انصراف منابع معدنی یا انصراف از حقوق معدن ساقط شود و راهن بخواهد که وجه بیمه، غرامت یا وجه غرامتی که راهن به دست آورده است، اصل وجه رهن را طبق حکم مردم در اولویت ودیعه قرار دهد. آن را
خلاصه مفاد:این مواد به طور سیستماتیک مواردی از قبیل اعتبار، عملکرد، مسئولیت نقض قرارداد، تغییر در حقوق مالکیت و تحقق حقوق رهن در قراردادهای مدنی مانند انتقال حقوق معدنی، سهم سرمایه، رهن و اکتشاف و استخراج تعاونی را پیش‌بینی می‌کنند.
تفسیر وکیل:
این بخش واضح ترین و سازنده ترین فصل در «تفسیر جدید قضایی» است که کاملاً نشان دهنده احترام به ویژگی های مالکیت حقوق معدن و حفظ امنیت معاملات بازار است.
ماده 5 «دکترین اثربخشی تأسیس» را ایجاد می کند و به طور کامل با الگوی قدیمی که بر تأیید اداری به عنوان پیش نیاز اثربخشی قرارداد متکی بود، خداحافظی می کند. این بدان معناست که تا زمانی که قرارداد مطابق قانون تنظیم شده باشد، بین طرفین الزام آور قانونی خواهد بود و انتقال دهنده به میل خود قادر به انصراف نخواهد بود.
مواد 6 و 7 برای طرف غیر متخلف راه حل های قدرتمندی از جمله درخواست ادامه اجرا، فسخ قرارداد، مسئولیت نقض قرارداد و حتی درخواست مستقیم برای تأیید بی اعتباری قرارداد انتقال بعدی در مورد «یک معدن، دو بیع» و تبانی سوء قصد شخص ثالث را در اختیار طرف غیر متخلف قرار می دهد. این امر امنیت و قابلیت پیش بینی تراکنش ها را تا حد زیادی افزایش می دهد.
مواد 8 و 9 اصل علنی بودن تغییرات حقوق مالکیت را روشن می کند، یعنی ایجاد و تغییر حقوق معدن و حق رهن آنها به جای داشتن گواهی، منوط به ثبت در دفتر ثبت حقوق معدن است. این کاملاً با قوانین مربوط به تغییرات حقوق مالکیت املاک در قانون مدنی مطابقت دارد و یک سوء تفاهم عملی طولانی مدت را روشن می کند.
مواد 10 و 11 مشکلات عملی در احقاق حقوق رهن را حل کرده و امکان واگذاری حقوق معدن را از طریق مزایده و تشریفات فروش قضایی میسر می‌سازد و تأیید می‌کند که مرتهن در دریافت غرامت بیمه، غرامت و غرامت دریافتی پس از اسقاط حقوق معدن به دلیل سرکوب فیزیکی و غیره اولویت دارد.
در مجموع، این مواد یک سیستم کامل و منسجم از قوانین مدنی را ایجاد می‌کنند و حمایت قضایی محکمی را برای انتقال بازارمحور حقوق معدن به عنوان یک حق مالکیت مستقل فراهم می‌کنند. موفقیت این بخش فقط کاستی های مفاد فوق الذکر مربوط به اختلافات اداری را برجسته می کند.
مواد 12 تا 14: ساخت و ساز اصلاح شده مسئولیت جرم برای اکتشاف و معدن فرامرزی
ماده 12 - در دعاوی مربوط به اکتشاف و استخراج فرامرزی منابع معدنی چنانچه طرفین به دلیل تداخل یا نامشخص بودن حدود بین مناطق اکتشافی و معدنی ثبت شده اختلاف داشته باشند و رسیدگی به اختلاف طبق قانون توسط مراجع ذیربط صورت گیرد، دادگاه مردمی رای به عدم پذیرش پرونده داده و به طرفین اعلام می‌کند تا برای حل و فصل به مراجع ذیربط مراجعه کنند. اگر پذیرفته شده باشد، دادگاه خلق حکم به رد تعقیب می دهد.
ماده 13: در صورتی که به دلیل اکتشاف یا استخراج فرامرزی منابع معدنی، دادگاه مردم از درخواست دادگاه مردمی نسبت به مسئولیت مدنی متخلف مبنی بر توقف تخلف، رفع موانع، استرداد اموال، جبران خسارات و غیره حمایت کند.
ماده 14 - در صورتی که دارنده حقوق معدن از متخلف تقاضای جبران خسارات زیر ناشی از اکتشاف یا استخراج برون مرزی کند، دادگاه مردمی از آن حمایت خواهد کرد:
(1) ارزش محصولات معدنی که توسط متخلف از طریق اکتشاف و استخراج برون مرزی به دست آمده است.
(2) نقض موجب می شود که صاحب حقوق معدن نتواند ارزش محصولات معدنی را که می تواند طبق طرح اولیه مصوب معدن، طراحی تأسیسات ایمنی یا طرح معدن استخراج شود، استخراج کند.
(3) نقض موجب می شود که دارنده حق استخراج، هزینه های معدن و هزینه های بازسازی اکولوژیکی منطقه معدن را افزایش دهد.
در صورتی که دارنده حق استخراج از معادن درخواست کند ارزش فرآورده های معدنی مندرج در بند فوق را بر اساس قیمت بازار در زمان وقوع ضرر محاسبه کند، دادگاه مردمی از آن حمایت می کند.
در صورتی که دارنده حق اکتشاف از متخلف درخواست جبران افزایش هزینه های اکتشاف، هزینه های بازیافت و از دست دادن سودی که طبق قانون به دلیل اکتشاف و استخراج فرامرزی حاصل می شود را از طرف متخلف جبران کند، دادگاه مردمی باید از آن حمایت کند.
خلاصه مفاد:ماده 12 تصریح می کند که اختلافات ناشی از همپوشانی مناطق ثبتی یا مرزهای نامشخص باید ابتدا توسط سازمان های اداری رسیدگی شود. مواد 13 و 14 به تفصیل دامنه مسئولیت جرم و جبران خسارت برای اکتشاف و معدن فرامرزی را مشخص می کند.
تفسیر وکیل:
ماده 12 منعکس کننده احترام قوه قضاییه به قدرت اداری است. از لحاظ تاریخی، مرزهای نامشخص حقوق معدنکاری ناشی از دلایل فنی، سیاستی و دیگر دلایل بسیار حرفه ای و دارای علل تاریخی پیچیده است. مناسب نیست که دادگاه مستقیماً برای تأیید حقوق مداخله کند، اما باید ابتدا توسط مقامات منابع طبیعی که وضعیت را بهتر می دانند رسیدگی شود. این تطبیق صحیح اصل عفت قضایی است.
مواد 13 و 14 برجسته‌ای از این تفسیر به‌ویژه پیشرفت تاریخی در حفاظت از حقوق اکتشاف است.
دامنه غرامت به طور بی‌سابقه‌ای مفصل است: این نه تنها شامل ارزش بازار محصولات معدنی به‌دست‌آمده توسط متخلف (به جای سود آن)، بلکه شامل ارزش محصولات معدنی است که به دلیل تخلف، افزایش هزینه‌های معدن، هزینه‌های بازسازی زیست‌محیطی و غیره قابل استخراج نیستند.
ارزش آتی حقوق اکتشاف را بشناسید: واضح است که دارندگان حقوق اکتشاف می توانند ادعای «از دست دادن منافعی که طبق قانون می توان به دست آورد»، یعنی منافع مورد انتظار را داشته باشند. این اولین بار در سطح تفسیر قضایی است که ارزش دارایی حقوق اکتشاف به عنوان یک سرمایه گذاری پرخطر و با بازده روشن می شود و دارای اهمیت استراتژیک گسترده ای برای تشویق سرمایه اجتماعی به سرمایه گذاری در حوزه اکتشافات زمین شناسی است.
لازم به ذکر است که اگرچه اکتشاف و استخراج برون مرزی نیز ممکن است جرم محسوب شود، اما صرف نظر از اینکه به دعوای کیفری وارد شده باشد، دارنده حقوق معادن زیان دیده می تواند به استناد این ماده اقامه دعوی مدنی و مطالبه غرامت فوق کند. این به دارندگان حقوق کانال های امدادی متنوعی را ارائه می دهد.
ماده 15: بسط انقلابی تعریف منابع معدنی پربار
ماده 15- دادگاه خلق می‌تواند هر یک از موارد زیر را به‌عنوان «مواد معدنی طاقت‌فرسا» موضوع ماده (32) قانون منابع معدنی تعیین کند:
(1) منطقه اشغال شده توسط پروژه ساختمانی با منطقه اکتشاف و معدن ثبت شده قانونی همپوشانی داشته باشد یا حتی اگر همپوشانی نداشته باشد، اکتشاف و استخراج معدن در محدوده معینی در اطراف پروژه ساختمانی مطابق مقررات مربوط ممنوع است که مستقیماً بر اعمال حقوق معدن تأثیر می گذارد.
(2) اکتشاف و استخراج معادن در محدوده معینی در اطراف پروژه ساخت و ساز محدود شده است. طبق مقررات مربوطه، دارنده حقوق معدنی باید قبل از اکتشاف یا استخراج، رضایت دارنده حقوق پروژه عمرانی یا تایید اداره مربوطه را اخذ کند، اما رضایت یا تایید آن در مدت معقولی اخذ نمی شود.
تفسیر وکیل:
این ماده مساعدترین حکم برای شرکت های معدنی در «تفسیر جدید قضایی» است و می توان آن را الگویی از «تفسیر بسط یافته» نامید.
به طور سنتی، "سربار" صرفاً به این معنی است که ردپای فیزیکی پروژه ساخت و ساز در طرح عمودی با مرزهای معدن همپوشانی دارد. اما در واقعیت، مقررات مختلف «فاصله ایمن» یا «منطقه بدون معدن» اغلب تأثیر بیشتری بر فعالیت‌های معدنی دارند. به عنوان مثال، استخراج معادن در فاصله 1 کیلومتری در دو طرف راه آهن و بزرگراه ممنوع است. حتی برخی از استان‌ها تصریح می‌کنند که استخراج معدن «در محدوده بصری» مجاز نیست. اگرچه این مقررات مستقیماً زمین را اشغال نمی کند، اما از تولید عادی معدن جلوگیری می کند و تأثیر آن بسیار بیشتر از فشار فیزیکی است.
بند 1 ماده 15 «تفسیر جدید قضایی» به خوبی این نکته دردناک واقع بینانه را به تصویر می کشد و وضعیت «اگرچه مناطق ممنوعه معدنی مستقیماً بر اعمال حقوق معادن تأثیر می گذارد اگرچه همپوشانی ندارند» را در رده «نفس» گنجانده است. این بدان معنی است که شرکت ها می توانند از واحد ساخت و ساز یا سازمان اداری غرامت جامع مطالبه کنند، نه فقط برای منطقه کوچکی که به طور فیزیکی اشغال شده است.
با این حال، این تفسیر گسترده چالش‌های حقوقی را نیز به همراه دارد. به بیان دقیق، ایجاد چنین مناطق غیر معدنی یک اقدام تعدیل برنامه ریزی است. بر اساس قانون شهرسازی و روستایی و سایر مقررات مربوط، در صورتی که تعدیل برنامه‌ریزی موجب ضرر و زیان دستگاه‌های اجرایی شود، دستگاه‌های اجرایی مکلف به جبران آن هستند. با این حال، این تفسیر آن را به عنوان "نسخه" توصیف می کند که ممکن است مسئولیت جبران خسارت را به واحد ساخت و ساز منتقل کند.
این یک شمشیر دو لبه است. از یک طرف، راه راحت تری برای حل اختلافات فراهم می کند. از سوی دیگر، بسیاری از واحدهای ساختمانی (مانند شرکت‌های پروژه‌ای که به‌طور موقت تأسیس شده‌اند) سرمایه محدودی دارند و ممکن است نتوانند غرامت هنگفتی را بپردازند که در نهایت منجر به برنده شدن شرکت در دعوا می‌شود اما پول را دریافت نمی‌کند. در مقابل، پرداخت غرامت توسط سازمان‌های اداری با قدرت مالی قوی می‌تواند از تحقق نهایی حقوق و منافع شرکت محافظت کند. بنابراین، هنگام انتخاب یک مدعی، یک شرکت باید به دقت توانایی پرداخت بدهی طرف مقابل را ارزیابی کند.
مواد 16 تا 19: معضل واقعی و آستانه های سخت جبران خسارت
ماده 16 - در صورتی که واحد ساختمانی و صاحب حق معدنی پس از امضای قرارداد جبران خسارت واژگونی منابع معدنی به تعهدات مورد توافق عمل ننمایند و دارنده حق معدن از واحد ساخت و ساز تقاضای ادامه کار کند و مسئولیت تخلف از قرارداد را داشته باشد، دادگاه خلق از این درخواست حمایت خواهد کرد.
ماده 17- در صورتی که واحد ساختمانی بدون انعقاد غرامت با مالک حقوق معدن، منابع معدنی را غرق کند و مالک حقوق معدنی از واحد ساختمانی مسئولیت متخلف را بخواهد، دادگاه مردمی از آن حمایت خواهد کرد.
برای پروژه‌های انرژی، حمل‌ونقل، حفاظت از آب و سایر پروژه‌های عمرانی که با منافع عمومی سازماندهی و اجرا می‌شوند، پروژه‌هایی که نیاز به تصویب قانون اساسی دارند، به تایید مراجع طبیعی رسیده‌اند و پروژه‌هایی که نیاز به تاییدیه لغوی ندارند، تأیید (تصویب)، مجوز برنامه‌ریزی و سایر مراحل را طبق قانون تکمیل کرده‌اند. واحد ساخت و ساز با دارنده حقوق معدن تماس نگرفته است هنگامی که قرارداد غرامتی برای غرق شدن منابع معدنی امضا می شود و دارنده حق استخراج از واحد ساخت و ساز درخواست می کند که منابع معدنی واژگون شده را برای خسارات از قبیل درآمد پرداخت شده از انتقال حقوق معدن، سرمایه گذاری اکتشاف، سرمایه گذاری در تاسیسات معدنی تاسیس شده و بهره آنها و همچنین هزینه های جابجایی تاسیسات مربوطه و غیره جبران کند، مردم باید از دادگاه حمایت کنند. در صورتی که قوانین و مقررات اداری مقررات دیگری در زمینه جبران خسارت منابع معدنی پربار داشته باشد، این مقررات حاکم خواهد بود.
ماده 18 - در صورتی که طرفین در مورد ذخایر منابع معدنی سرکوب شده اختلاف داشته باشند، دادگاه مردم بر اساس گزارش تحقیق و ارزیابی اداره منابع طبیعی در زمان تصویب تعلیق و یا گزارش ذخیره توسط اداره منابع طبیعی بررسی و بایگانی می کند.
در صورتی که گزارش ذخایر صادره از طرف صاحب حق معدنی از طرف خود توسط اداره منابع طبیعی بررسی و بایگانی نشده باشد و واحد ساختمانی نیز آن را تایید نکند، دادگاه مردم آن را قبول نخواهد کرد.
ماده 19- در صورت انصراف منابع معدنی به دلیل انقضای مدت، حق استخراج معادن ساقط شده است. در صورتی که دارنده اصلی حقوق معدن از واحد ساختمانی تقاضای جبران یا جبران خسارات خود را بر اساس سرکوب منابع معدنی بنماید، دادگاه مردم از آن حمایت نخواهد کرد مگر در مواردی که شواهدی مبنی بر عدم تمدید حقوق معدن به دلیل توقف پروژه ساختمانی وجود داشته باشد.
خلاصه مفاد:
این مواد به تفصیل عملکرد قرارداد را برای غرامت نادیده گرفته، مسئولیت جرم، دامنه غرامت و رسیدگی به شرایط خاص را تعیین می کند.
تفسیر وکیل:
در حالی که ماده 15 امید می آورد، مقررات بعدی به سرعت آب سردی بر آن ریخت.
ماده 17، دامنه جبران خسارت طرح‌های با منافع عمومی را که توسط دستگاه‌های اجرایی سازماندهی و اجرا می‌شود، از جمله «خسارت‌هایی از قبیل درآمد انتقالی، سرمایه‌گذاری اکتشاف، سرمایه‌گذاری در تأسیسات معدنی تأسیس شده و بهره آن‌ها و هزینه‌های جابجایی تأسیسات مربوطه» تعیین می‌کند. مهم ترین کلمه در اینجا «صبر» است. طبق قانون مدنی، به عنوان حق انتفاع، ارزش اصلی حقوق معادن در حق منفعت نهفته است. برای یک معدن بالغ، بازده مورد انتظار بسیار بیشتر از سرمایه گذاری اولیه است. جبران صرف هزینه های ورودی به منزله سلب حقوق اصلی شرکت و ناقض اصل اساسی «غرامت عادلانه و معقول» در ماده 26 قانون منابع معدنی است.
دادگاه عالی خلق قبلاً در سوابق خود تصریح کرده است که "غرامت عادلانه و معقول" باید به قیمت های بازار اشاره داشته باشد و شامل بازده مورد انتظار باشد. اسناد مربوطه از وزارت منابع طبیعی نیز این دیدگاه را دارند. با این حال، «تفسیر جدید قضایی» جرأت فراتر رفتن را نداشت و تنها از کلمه مبهم «و غیره» استفاده کرد. پیش فرض کردن. این نشان دهنده نگرش محتاطانه و حتی محافظه کارانه قوه قضاییه در مورد هزینه های هنگفت مالی است. در نتیجه، دادگاه های مردمی هنگام رسیدگی به چنین پرونده هایی متضرر خواهند شد و شرکت ها در مطالبه منافع مورد انتظار با مقاومت زیادی مواجه خواهند شد.
ماده 19 مانع تقریباً غیرقابل عبور دیگری را مطرح می کند. مقرر می‌دارد که اگر حقوق معدن به دلیل انقضا در زمان وقوع سرکوب از بین رفته باشد، غرامت اساساً مورد حمایت قرار نمی‌گیرد مگر اینکه «شواهدی وجود داشته باشد که ثابت کند حقوق معدن به دلیل توقف پروژه ساختمانی تمدید نشده است».
در عمل، سازمان‌های اداری محلی اغلب پس از اطلاع از اینکه یک پروژه بزرگ (مانند راه‌آهن سریع‌السیر) در آینده از منطقه خاصی عبور می‌کند، از تمدید تمدید چندین سال قبل خودداری می‌کنند، اما دلیل واقعی را به شرکت اطلاع نمی‌دهند. به دلیل عدم تقارن اطلاعاتی، شرکت ها نمی توانند شواهد مستقیمی مبنی بر «عدم تمدید به دلیل سرکوب» به دست آورند. در زمانی که پروژه واقعاً شروع شد و واقعیت واژگونی رخ داد، حقوق ماینینگ قبلاً منقضی شده بود و شرکت فقط می توانست یک "زیان احمقانه" متحمل شود.
«نیم جمله» مفقود در این ماده باید این باشد: «در صورتی که شواهدی وجود داشته باشد که ثابت کند در مدت درخواست تمدید حقوق معدن، پروژه ساختمانی مربوط وارد مراحل مقدماتی مانند انتخاب محل و تصویب پروژه شده است، می‌توان فرض کرد که بین عدم تمدید و سرکوب رابطه علت و معلولی وجود دارد.» تنها از این طریق می توان از حقوق و منافع مشروع شرکت ها به طور واقعی محافظت کرد. در مواجهه با این معضل، شرکت‌ها باید در صورت مواجهه با عدم تمدید، فوراً رویه‌های تحقیقات حرفه‌ای و جمع‌آوری شواهد را آغاز کنند و به دنبال سرنخ‌هایی از افشای اطلاعات سازمان‌های اداری، صورتجلسات داخلی و سایر کانال‌ها باشند.
ماده 20: اشکالات بین «نام» و «واقعیت» استیفای غرامت
ماده 20 - در صورتی که قبل از انقضای مهلت مقرر، حق بهره برداری از معادن به دلیل نیازهای عمومی مطابق قانون سلب شود و دارنده حق استخراج از دستگاه اداری که تصمیم به انصراف از حق معدن را گرفته است مطالبه غرامت کند، دادگاه خلق از این درخواست حمایت می کند.
در صورتی که دارنده حق استخراج معدن به دلیل عدم رعایت الزامات مدیریت و کنترل قبل از انقضای مهلت، طبق قانون از یک ذخیره گاه طبیعی خارج شود و دارنده حق استخراج از دستگاه اداری که تصمیم به خروج را گرفته است، درخواست غرامت کند، دادگاه خلق از این درخواست حمایت خواهد کرد.
تفسیر وکیل:
هدف اصلی قانون گذاری این ماده خیر است و هدف آن اطمینان از دریافت غرامت برای دارندگان حقوق معدنی است که به دلیل منافع عمومی کناره گیری می کنند. با این حال، یک مانع عملی کشنده در فرمول بندی آن وجود دارد - "سازمان اداری که تصمیم به عقب نشینی می گیرد".
در صدها پرونده مشابه که در طول بیش از 20 سال فعالیت خود رسیدگی کرده ایم، تقریباً هرگز سند رسمی به نام "تصمیم برای بازیابی حقوق معدن" ندیده ایم. سازمان‌های اداری محلی معمولاً از اسنادی با نام‌های مختلفی مانند «اعلام خاموشی»، «تصویب طرح خروج»، «دستورالعمل اصلاح» و غیره برای دستیابی به اثر واقعی بازیابی استفاده می‌کنند.
اگر این ماده به صورت مکانیکی درک شود و قبل از طرح دعوی مستلزم "تصمیم مجدد" باشد، اکثریت قریب به اتفاق شرکت ها از دادگاه مسدود می شوند. بنابراین، ما باید "تصمیم بازپس گیری" را به طور گسترده تفسیر کنیم. هرگونه اقدام اداری توسط اداره ذیصلاح در سطح شهرستان یا بالاتر از سطح شهرستان یا اداره عملکردی آن که می تواند به طور دائم و غیرقابل برگشت حق اکتشاف و استخراج معدن را بدون توجه به نام آن محروم کند، باید به عنوان «تصمیم از سرگیری» تلقی شود.
هنگامی که یک شرکت با چنین وضعیتی مواجه می شود، باید محتوای ماهوی و آثار حقوقی اسناد اداری را به دقت تجزیه و تحلیل کند، مسئول واقعی (معمولاً اداره ذی صلاح در سطح شهرستان یا بالاتر از آن) را شناسایی کند و بر این اساس دعوای جبران خسارت اداری را تنظیم کند.
مواد 21 تا 23 و موارد دیگر
ماده 21 - در صورتی که دارنده حق اکتشاف عملیات پاکسازی و احیای محدوده اکتشاف را طبق مقررات انجام داده باشد یا دارنده حق اکتشاف احیای اکولوژیک محدوده معدنی را طبق طرح احیای اکولوژیکی مصوب منطقه معدنی انجام داده و بازرسی پذیرش را گذرانده باشد، مگر در مواردی که موارد جدیدی که به موجب قانون مصلحت عمومی داشته باشد، به موجب قانون، احیای اکولوژیک منطقه معدنی را نخواهد پذیرفت. ایالت یا سازمانی که توسط قانون برای آسیب های زیست محیطی ناشی از عمل اکتشافی یا معدنی مشابه تعیین شده است.
ماده 22: دادگاه مردم با رسیدگی به دعاوی مربوط به منابع معدنی و رسیدگی به این موضوع که طرفین بدون مجوز اقدام به اکتشاف و استخراج معادن، جعل داده های زمین شناسی و یا عدم انجام تعهدات اکولوژیکی و حفاظت از محیط زیست در حین اکتشاف و استخراج و غیره می کنند، سرنخ ها و مواد غیرقانونی و مجرمانه مربوط را طبق قانون برای رسیدگی به مراجع ذی ربط منتقل می کنند.
ماده 23: در موارد اختلاف منابع معدنی ناشی از حقایق حقوقی قبل از اجرای «قانون منابع معدنی جمهوری خلق چین» در تاریخ 1 ژوئیه 2025، مفاد قوانین و تفاسیر قضایی آن زمان اعمال می‌شود، مگر در مواردی که قانون خلاف آن مقرر کرده باشد.
تفسیر وکیل:
ماده 21 اصل "معافیت از مسئولیت در صورت احراز اکولوژیکی" را تعیین می کند که از خطر دوجانبه مسئولیت پذیری یک بنگاه اقتصادی پس از پذیرفته شدن توسط سازمان اداری به دلیل رفتار مشابه توسط دادستانی، جلوگیری می کند و باعث تشویق بنگاه ها به انجام فعالانه تعهدات احیای اکولوژیکی خود می شود.
ماده 22 تعهد ارگان های قضایی به انتقال سرنخ های جرایم غیرقانونی کشف شده در جریان دادرسی را که منعکس کننده الزامات ارتباط اعدام است، مجدداً تاکید می کند.
اگرچه مقررات مربوط به عطف به ماسبق در ماده 23 از نظر حقوقی مورد مناقشه است (تفسیرهای قضایی معمولاً به عنوان قوانین آیین دادرسی تلقی می شوند و باید «تجدید» شوند)، اما هدف آن تضمین یک انتقال آرام و جلوگیری از سردرگمی قضایی ناشی از جایگزینی قوانین قدیم و جدید است که قابل درک است.
نتیجه گیری - جستجوی راه حل بهینه در یک سیستم ناقص
انتشار "تفسیر جدید قضایی از اختلافات حقوق معدن" بدون شک نقطه عطف مهمی در روند حاکمیت حقوقی در صنعت معدن کشور من است. کاوش‌های مفید بسیاری در جنبه‌هایی مانند اعتبار قراردادهای مدنی، تعیین مسؤولیت جرم و تعریف دامنه سرکوب انجام داده است. به طور خاص، به رسمیت شناختن منافع مورد انتظار از حقوق اکتشاف، باز بودن دستگاه های قضایی برای همگام شدن با زمان را نشان می دهد.
با این حال، نقص اساسی آن - رسیدگی بیش از حد مدنی به اختلافات اداری - نیز آشکار شده است. با پرهیز از ویژگی‌های اداری، کم اهمیت جلوه دادن مسئولیت‌های سازمان‌های اداری، و محافظه‌کاری در استانداردهای جبران منصفانه، این توضیح تا حد زیادی در حل مشکلات اصلی شرکت‌های معدن شکست خورده است. این باعث می‌شود که کل توضیح حالت متناقضی را ارائه دهد که "فقط نیمی از آنچه برای شرکت خوب است را بگوید."
در مواجهه با چنین تعبیر قضایی پر از تنش و فضاهای خالی، شرکت های معدنی دیگر نمی توانند امید خود را به یک سند حقوقی کامل و فراگیر معطوف کنند. در مقابل، پاسخ قانونی حرفه ای، دقیق و آینده نگر، کلید بقا و توسعه بنگاه ها خواهد بود.
ما به مشاغل توصیه می کنیم:
1. قبل از امضای قرارداد، بررسی دقیق ریسک را تقویت کنید و به ویژه در مورد قانونی بودن و پایداری تعهدات سازمان های اداری هوشیار باشید.
2. بهبود مدیریت شواهد در طول فرآیند اجرای قرارداد و بایگانی سیستماتیک کلیه ارتباطات و مبادلات اسناد با آژانس های اداری.
3. هنگامی که یک اختلاف برای اولین بار ظاهر می شود، بلافاصله تیمی از وکلای حرفه ای معدن را معرفی کنید تا ماهیت پرونده (اداری یا مدنی) را به طور دقیق تعیین کنند و استراتژی بهینه دعوی را انتخاب کنند.
4. جرأت داشته باشید و در دفاع از حقوق و منافع اصلی مانند بازده مورد انتظار خوب عمل کنید و از اصول قانونی و سوابق موجود برای جبران کاستی های تفاسیر قضایی استفاده کامل کنید.
اگرچه تفاسیر قضایی منتشر شده است، اما حیاتی بودن آنها در اجرای آنهاست. ما بر این باوریم که از طریق محاکمه عادلانه بی شمار پرونده های خاص و تلاش مستمر جامعه حقوقی، آن «نیم حکم بلعیده شده» در نهایت در رویه قضایی آینده تکمیل خواهد شد. تا آن زمان، فقط حرفه ای بودن می تواند اسکورت را فراهم کند.

معرفی تیم و نویسندگان
گروه وکلای معدن Yingting معتبرترین وکلای حرفه ای در زمینه اختلافات معدنی داخلی را گرد هم می آورد. این تیم از سال 2001 با تمرکز ویژه بر امور حقوقی پیچیده مرتبط با منابع معدنی، درگیر اختلافات اداری مرتبط بوده است. بیش از 20 سال تجربه حرفه ای را جمع آوری کرده است. این تیم در رسیدگی به طیف گسترده ای از پرونده های مربوط به معدن تخصص دارد و به ویژه در مناقشات حقوق اکتشاف، اختلافات حقوق معدن، اختلافات بازنویسی منابع معدنی، زمین های معدن، تمدید حقوق معدن، انتقال حقوق معدن، تملک شرکت های معدنی، ادغام و تملک، بازسازی و سایر خدمات حقوقی خوب است.

تیم وکلای معدن Yingting · 10000 کلمه تفسیر عمیق
نویسنده | لو یونگ کیانگ
سازمان | گروه وکلای معدن یایتینگ

برچسب های مرتبط:

خواندن توصیه می شود