معرفی موسسه حقوقی بیشتر》

موسسه حقوقی پکن Yingtong سالهاست که بر حمایت از حقوق و منافع شرکت های خصوصی تمرکز کرده است. بسیاری از موارد حمایت از حقوق شرکت ها را در عملکرد حقوقی حمایت از حقوق در منابع طبیعی، معدن، زمین، آب، فضای سرزمینی، حقوق صاحبان سهام، دفاع جنایی، تخریب کارخانه، تعطیلی حفاظت از محیط زیست، ممنوعیت و تعطیلات و غیره، از جمله املاک و مستغلات در مقیاس بزرگ، نمایندگی کرده است.

پرسنل دفتر حقوقی بیشتر》
آدرس بازدید بیشتر》

تحلیل معضل حاکمیت تعارض اجتماعی روستایی

صفحه اصلی >> اطلاعات یانگ تینگ >> اطلاعات حقوقی

نویسنده مقاله:گروه وکلای Yingting | زمان به روز رسانی:2022-11-08 | زمان خواندن:360

【چکیده】 تعارض اجتماعی مظهر نابسامانی اجتماعی و نتیجه شکست حاکمیت اجتماعی است. تضادهای اجتماعی روستایی ناشی از کنش مشترک بسیاری از عوامل است، اما اساساً ناشی از شکاف روانی بین انتظارات اجتماعی و واقعیت است. عدم تعادل بین مصادره و غرامت تخریب و انتظارات کشاورزان به راحتی می تواند منجر به درگیری شود و درگیری های اجتماعی ناشی از تشدید منازعات، حکمرانی روستایی را با مشکل مواجه می کند. با قضاوت از رویه سلب مالکیت و تخریب پروژه G در دهکده X، روش ها و نتایج حل تعارض، تولید و بازتولید تعارضات اجتماعی را تعیین می کند و بعد تعارض مستقیماً با تأثیر حاکمیت اجتماعی مرتبط است. بنابراین، راه اجتناب از تعارضات اجتماعی، حل تعارضات اجتماعی، روشن کردن منطق تولیدی تعارضات و تحلیل مبنای اجتماعی در پس تعارض است. بررسی ها نشان داد که کشور دارای نظم کشور است و روستاها دارای عادات روستایی هستند. کلید حل معضل مدیریت تعارض در جامعه روستایی، پیروی از رهنمودهای چارچوب کلان ملی بر اساس احترام متقابل و شناخت اجتماعی متقابل و دعوت از صاحبان دانش بومی، فرهنگ بومی و دانش محلی برای هماهنگی همگانی‌های متنوع و به نظم درآوردن جامعه روستایی است.
【کلمات کلیدی】 تعارض اجتماعی؛ حکمرانی روستایی؛ تملک و تخریب زمین؛ دانش محلی؛ حکومت مشترک کثرت گرایانه
1. طرح سوال
سوسیالیسم با ویژگی های چینی وارد عصر جدیدی شده است و تضاد اصلی در جامعه ما به تضاد بین نیازهای روزافزون مردم برای زندگی بهتر و توسعه نامتعادل و ناکافی تبدیل شده است. پیشبرد استراتژی نوسازی جامع ملی و ساخت انواع امکانات عمومی مدرن مستلزم تملک زمین های زیادی است و بیشتر این زمین در مناطق روستایی کشور من است. تضادهای حاصل از تصاحب زمین و تخریب روستایی یک رویداد بزرگ است که اکنون و حتی برای مدت طولانی آینده حاکمیت روستایی کشور من با آن مواجه است. «تضاد اجتماعی روستایی یکی از جدی‌ترین مشکلاتی است که بر ثبات جامعه روستایی در کشور من تأثیر می‌گذارد» (ژائو شوکای، 2003؛ روکسین و همکاران، 2004؛ شیائو تانگ‌بیائو، 2005؛ ون تی‌جون و همکاران، 2007)، که محدود می‌کند یا حتی تعیین می‌کند که آیا کشور می‌تواند با موفقیت به سنت تبدیل شود یا نه. 2002; 2003). از منظر امنیت ملی و حکمرانی، برای کنترل مؤثر جامعه روستایی و تثبیت نظم اجتماعی روستایی، کلید مدیریت مؤثر درگیری‌های مختلف ناشی از تصرف و تخریب زمین در جامعه روستایی است.
جامعه شناسان غربی معتقدند که تعارض در هر جامعه ای اجتناب ناپذیر است. با این حال، کارکرد مثبت تعارض باعث یکپارچگی و کمال اجتماعی می شود، در حالی که عملکرد منفی باعث پسرفت ناآرامی اجتماعی می شود. اکثر راه حل های کشور ما برای تضادهای تملک و تخریب اراضی روستایی، یک مدل حکومتی رسمی به رهبری دولت های محلی را اتخاذ می کند، یعنی دولت های محلی از حرکات اداری، تبانی منافع و انعطاف و مماشات استفاده می کنند تا مسائل عمده را به امور بی اهمیت تقلیل دهند و ابتدا ثبات را حفظ کنند. این روش مدیریت تعارض تک بعدی دیگر برای "بحران های پیچیده" روستایی (Xiao Tangbiao، 2015) و توسعه بلندمدت مناسب نیست. حکمرانی روستایی برای حل مشکلات مناطق روستایی و دستیابی به توسعه و ثبات روستایی است (زو یونگ، 2000). این امر مستلزم مواجهه با مشکل چگونگی مدیریت روستا یا نحوه هدایت مدیریت مستقل روستایی به منظور دستیابی به توسعه منظم جامعه روستایی است (هه زوئفنگ، 2005).
بحث در مورد مدیریت تضادهای تملک و تخریب زمین روستایی در شرایط اقتصاد بازار مهم است، اما منطق عمیق پشت مشکلات نظم اجتماعی روستایی ناشی از تعارضات - اساسی ترین رابطه اجتماعی (رابطه بین دولت و جامعه) که در اخلاق، منافع، خطرات، سیستم ها، اقدامات و همزیستی نهفته است- را نمی توان نادیده گرفت. «توسعه کل روش مقاومت جمعی یک کشور، و پویایی یک رویداد مقاومت جمعی خاص در یک کشور، تا حد زیادی به روابط اجتماعی دولت-جامعه و توانایی دولت برای نهادینه کردن رویدادهای اعتراضی جمعی بر اساس این رابطه بستگی دارد.» [1] ظرفیت حکومت داری دولت گاهی در سطح مردمی به دست نمی آید. مناطق روستایی باید از دانش محلی روستایی تحت هدایت چارچوب کلان نهادی ملی استفاده کنند تا به ذینفعان مختلف امکان حکومت مشترک بدهد. این نه تنها شالوده اجتماعی حاکمیت تضاد اجتماعی روستایی است، بلکه روح تداوم هستی و توسعه اجتماعی روستایی است. این باید باعث شود که معضل حاکمیت تضاد اجتماعی روستایی را دوباره درک کنیم.
2. روستاها قبل و بعد از تملک و تخریب
نظریه‌پرداز تعارض اجتماعی مشهور آلمانی، رالف دهرندورف، معتقد است که وضعیت عادی یک جامعه، ثبات، هماهنگی و یکپارچگی شناخته شده نیست، بلکه دقیقاً تضاد اجتماعی است. تعارض اجتماعی یک هنجار اجتماعی است که همیشه در تمام سطوح جامعه وجود دارد. یک جامعه صلح آمیز و هماهنگ فقط وجود نسبی است. این بخش شرح عمیقی از یک سری از حقایق اجتماعی را ارائه می دهد که در طول فرآیند تملک و تخریب اراضی روستایی رخ داده است، به تحلیل مقایسه ای تغییرات قبل و بعد از تملک و تخریب زمین روستا می پردازد و به دنبال مبنای واقعی و پایه اجتماعی برای مطالعه عمیق زیر در مورد حکمرانی اجتماعی روستایی می باشد.
(1) روستاهای آرام قبل از تملک زمین و تخریب
روستا ساختار اجتماعی نسبتا بسته و سنتی دارای سنت های فرهنگی قوی ملی و آداب و رسوم و عادات منحصر به فرد است. روستاییان عمدتاً از قوم یائو هستند. در این روستا 53 خانوار با 200 نفر جمعیت وجود دارد. در مقایسه با مناطق توسعه یافته، منطقه شمال غربی گوانگشی نسبتاً فقیر و عقب مانده است و شهرستان داهوا هنوز یکی از شهرستان های فقیر در سطح ملی است. این موضوع در مصاحبه ها نیز تایید شد.
ما اینجا نسبتاً فقیر هستیم. اگر در خانه بمانید، باید هر روز به کوهستان سر کار بروید تا غذا بخورید. بعد از سال نو، اکثر جوانان برای کار در کارخانه‌ها به گوانگدونگ می‌روند. کسانی که در روستا می‌مانند تا کشاورزی کنند و کارهای خانه را انجام دهند، اساساً سالمندان، بچه‌ها و زنانی هستند که باید بمانند تا از اعضای خانواده و بچه‌های دارای تحرک محدود بمانند. روستاییان برمی گردند و در آن زمان روستاییان بسیار سرزنده خواهد بود، روستاییان لباس های ملی ما را می پوشند، می خوانند و می رقصند، مسابقات مختلفی خواهند داشت، و «ضیافت های طولانی» خواهند داشت. از گپ‌های روستاییان و اسناد تاریخی روستا، متوجه شدیم که زندگی در دهکده ایکس قبل از تخریب، فقیرانه و عقب مانده، اما صلح‌آمیز و مسالمت‌آمیز بوده و روستاییان با هم هماهنگ بودند.
بر اساس این سروی، تا پایان سال 1395، این روستا در مجموع دارای 152 جریب زمین زیر کشت بوده که شامل 42 جریب شالیزار و مابقی زمین دیم است. علاوه بر این دو تپه در روستا وجود دارد که هر دو زمین بوته ای هستند. درآمد سرانه سالانه در روستا حدود 3000 یوان و مصرف سالانه 2570 یوان است. اهالی روستا اساساً از طریق کشاورزی امرار معاش می کنند و افراد جوان و میانسال کارهای عجیب و غریب انجام می دهند و برای امرار معاش به کسب و کارهای کوچک در زمینه محصولات کشاورزی می پردازند. کشاورزانی نیز هستند که برای ادامه زندگی به کمک هزینه معیشت متکی هستند. به طور کلی، کاشت و پرورش کانالی برای بقای مردم در دهکده X هستند. می توان گفت که قبل از تملک و تخریب، این روستا یک روستای کشاورزی سنتی با مردمی ساده و فقیر بود، اما همچنان می توانستند به یکدیگر کمک کنند، عمدتاً کشاورزان کوچک.
(2) روستاهای پر سر و صدا پس از تملک زمین و تخریب
توسعه امور همیشه نتیجه عمل مشترک عوامل داخلی و خارجی است و ثبات چیزی نیست که بتوان یک بار برای همیشه به آن دست یافت. زمانی که استراتژی نوسازی جامع ملی وارد دهکده X شد، روستاهای سنتی و پایدار کشاورزی نیز در روند تحول پر سر و صدا شدند.
1. تخریب غیر ارادی
پس از راه اندازی پروژه G، در مجموع 88 هکتار زمین در روستای X (شامل 35 هکتار شالیزار) تملک شد و کل روستا تخریب شد. 10600 متر مربع خانه شامل 5508 متر مربع آجر بتنی، 3609 متر مربع آجر چوب و 1483 متر مربع خانه های ساده تخریب می شود. اجرای آرام سلب مالکیت و تخریب نتیجه ترکیب اثر مدیریت سفت و سخت و امتیاز دهی به روستاییان است. اداره خلع ید و تخریب ابتدا با حوصله سوالات روستائیان را تشریح کرد، اما پس از شروع سلب مالکیت و تخریب، درخواست ها و پیشنهاداتی محفوظ ماند. روستاییان در اندازه گیری مساحت زمین و منازل حق مشارکت ندارند و در استانداردها و نتایج اندازه گیری اظهار نظری ندارند. پس از اتمام اندازه گیری، تخریب بلافاصله آغاز می شود. به جز به تعویق افتادن پرونده هایی با اختلافات نسبتاً زیاد و تأثیر اجتماعی قابل توجه، سایر موارد در صورت عدم اعتراض پس از مهلت اطلاع عمومی بلافاصله اجرا می شود.
2. جبرانی که کمتر از انتظارات است
پروژه G غرامت پولی یکباره برای سلب مالکیت و تخریب را با غرامت 36010 یوان در هر مو برای زمین کشاورزی I، 37395 یوان در هر مو برای زمین کشاورزی II، 14404 یوان در هر مو برای زمین های بلااستفاده و 33655.50 یوان برای زمین های ساخت و ساز اجرا خواهد کرد. غرامت پولی 450 یوان، 750 یوان، 750 یوان و 600 یوان به ازای هر متر مربع به خانه های تخریب شده با توجه به ساختار چوبی آجری، سازه آجری بتنی، دکوراسیون با کیفیت بالا و دکوراسیون معمولی تعلق می گیرد. پس از پرداخت غرامت یکباره، هیچ سیاست حمایتی بعدی وجود نخواهد داشت.
دو مکتب فکری در مورد سلب مالکیت و تخریب کشاورزان وجود دارد. مکتب قدیم مخالف سلب مالکیت و تخریب است، در حالی که مکتب جدید طرفدار سلب مالکیت و تخریب است. کشاورزان مشتاق رهایی از فقر، امید زیادی به تخریب و تخریب دارند، به امید رهایی از مشکلات. به هر حال، هنوز هم گذران زندگی از خاک بسیار دشوار است. واگذاری زمین و خانه به این معناست که زندگی قدیمی خود را رها کنید. کشاورزان بدون زمین تنها با فروش نیروی کار ارزان می توانند امرار معاش کنند. غرامت محدود باعث شده است که معیشت روستا به جای افزایش، کاهش یابد و حمایت از بازسازی خانه دشوار شود. روستاییان گرفتار مقایسه و محاسبه با یکدیگر شده اند... انتقاد از دولت، کمیته روستا، گلایه از انواع موارد نامطلوب، عریضه خواهی، جمع آوری مردم برای ایجاد مشکل... روند پیگیری تعادل باعث عدم تعادل بیشتر می شود.
3. گذار به تمایز
پروژه G یک پروژه تسهیلات عمومی در مقیاس بزرگ است که توسط ایالت رهبری می شود. ساخت آن حداقل 3-5 سال طول می کشد و تخریب و بازسازی روستاها برای ایجاد فضا برای آن نیز 2-5 سال طول می کشد. به منظور حل مشکل اسکان انتقالی خانوارهای تخریب شده در چرخه تخریب و بازسازی، دولت و سازمان های پیشرو تخریب در حال آماده سازی برای ساخت مکان های اسکان موقت موقت برای خانوارهای تخریب شده برای اسکان مجدد در دوره انتقال موقت هستند. مکان های اسکان مجدد انتقالی عموماً در فضاهای باز انتخاب شده موقت ساخته می شوند. فضا محدود و مسکن تنگ است. بیشتر آنها خانه های پیش ساخته ای هستند که با فولاد رنگی ساخته شده اند و هر خانه یک یا دو اتاق دارد. این چیدمان ساده و مکانیکی، تفاوت نیازهای زندگی موضوعات مختلف را نادیده می‌گیرد و در اجرای مفهوم توسعه مردم‌محور ناکام است. حتی بین افراد مرتبط برای منابع فضایی "دعوا" وجود دارد. تابع واحد فضا دارای عملکردهای متعددی است که بدیهی است عملکرد تضاد را افزایش می دهد. علاوه بر این، پس از نقل مکان روستاییان به مسکن انتقالی، پروژه بازسازی و اسکان مجدد هنوز آغاز نشده است.
شرایط زندگی روستاییان در خانه‌های موقت موقت در خانه‌های کوچک بسیار بد است: خانه‌های انتقالی جادار نیستند و خانواده‌ای در فضای کوچکی با اصطکاک و سر و صدای دائمی فشرده می‌شوند. غرغر و شکایت هر از گاهی شنیده می شود. پشه ها، مگس ها، سوسک ها و موش ها در فصل گرما تولید مثل می کنند و تکثیر می شوند. در ابتدا روابط هماهنگ خانواده و همسایه خشمگین و متشنج شده است. پروژه بازسازی روستا دیگر نمی تواند به تعویق بیفتد، بنابراین دولت محلی به طور موقت به تیم های ساختمانی خصوصی واگذار کرد تا کار را عجله کنند. اهالی روستا شاهد روند ساخت و ساز بودند و نگران کیفیت ساخت و ساز بودند و نگران بودند که با همه تلاش ها نتوانند در خانه ای امن و مطمئن زندگی کنند. زندگی روستائیان زمانی آشنا که تخریب و تخریب نشده بودند، روز به روز بهتر و بهتر می شد. در مقابل، روستاییان روستای X حتی بیشتر نگران بودند.
4. سنت پارتیشن بندی
سنت فرهنگی ملی مؤلفه ارزش فرهنگی است که از ویژگی های فرهنگی سنتی در نظام ارزش فرهنگی واقعی تشکیل شده است. نیروی محرکه و منبع توسعه یک ملت است. به پرورش روحیه ملی و ارتقای کیفیت زندگی اعضای ملی اشاره دارد. [2] مردم روستای X نسل به نسل آداب و رسوم و عادات سنتی ملت خود را به ارث برده اند. جشنواره های اصلی مردم یائو شامل جشنواره پانوانگ، جشنواره بهار، جشنواره دانو، جشنواره روح گرسنه، جشنواره شوانگ، جشنواره چینگ مینگ و غیره است و جشنواره های کوچک تقریباً هر ماه برگزار می شود. جشن های بزرگ در جشنواره های بزرگ، جشن های کوچک در جشنواره های کوچک. آثار این جشنواره ها از رودخانه طولانی زمان جاری شده و بخشی از مردم یائو شده است. آنها عمیقاً در زندگی مردم یائو نفوذ کرده اند و به نمادی از همذات پنداری بین مردم یائو و سایر گروه های جامعه تبدیل شده اند.
پس از تملک زمین و تخریب پروژه G، روستا دچار هرج و مرج شد و بسیاری از فعالیت های سنتی به دلیل محدودیت های سایت یا تغییر در روابط همسایه ها، انجام آن دشوار بود. حتی ازدواج جوانانی که در سن ازدواج هستند مجبور به تعویق ازدواج خود می شوند، تا حدی به این دلیل که اتاق عروسی وجود ندارد. از سوی دیگر، حتی اگر این واقعیت را بپذیریم، مکان برگزاری ضیافت همچنان مشکل است و برگزاری یک عروسی مناسب در یک مکان خاص فعالیت جمعی در روستا مطابق با آداب و سنن دشوار است. روستاییان از این بابت نق می زنند و متهم و شکایت می کنند که دولت به وضعیت آنها توجهی نکرده و مدت طولانی به آنها اجازه داده است که در رنج باشند. با این حال، روستاییان، عمیقاً تحت تأثیر توطئه سنتی یک کشور بزرگ اما یک مردم کوچک، فقط ناله کردند و آشکارا مقاومت نکردند.
5. دنباله دشوار تغییر شکل
Fei Xiaotong (1998) معتقد است که در الگوی تفاضلی، "روابط اجتماعی به تدریج از فردی به فرد دیگر رانده می شود که افزایش ارتباطات شخصی است و دامنه اجتماعی شبکه ای است که از ارتباطات شخصی تشکیل شده است." [3] پس از جابجایی، ساختن خانه های جدید امید و رزق و روزی روستاییان روستای X شد. اما با توجه به اصول رایج مبادلات بازار، غرامت پولی به دست آمده به هیچ وجه نمی تواند خانه ای با همان مشخصات را بازسازی کند. تفاوت در خانه های بازسازی شده بیشتر طبقه بندی روستا را آشکار می کند. روستاییان حال و هوای جدی دارند و روابط همسایگی، نظم روستایی و اخلاق طایفه ای همگی در معرض آزمون هستند. اهالی روستا دیگر با یکدیگر صحبت نمی کنند و در ملاقات با هم دیگر مشتاق نیستند. آنها به ندرت با هم سلام و احوالپرسی می کنند چه برسد به اینکه به هم کمک کنند. از نظر درک حدود و مفهوم مناطق عمومی، مفاهیمی مانند "خانه شما بالاتر از من است که برای خانواده من بد است" وجود دارد. نزاع ها اغلب اتفاق می افتد و کمیته روستا اغلب باید میانجیگری کند و حقوق و مسئولیت های هر خانواده را روشن کند.
چیدمان سنتی روستا که به صورت خودجوش بر اساس اخلاق طایفه ای و روابط بزرگتر و کوچکتر شکل گرفته بود، در خلال سلب مالکیت و تخریب به کلی مختل شد. حفظ روابط روستاها وارد عصری شده است که بیشتر مبتنی بر سود متقابل است، گویی روستائیان سنتی، ساده و بسته یک شبه شهروند شده اند و روستاهای کوچک به شهرهای مدرن جهش کرده اند. با این حال، حتی اگر بتوان هویت را در یک لحظه تغییر داد، بازسازی عادات، مفاهیم و افکاری که به طور محکم در روستاییان جا افتاده است در مدت کوتاهی دشوار است. این بازآفرینی دشوار روستاها با الگوی افتراقی روستاهای سنتی کاملاً متفاوت است.
3. تضادهای ساختاری به تضادهای اجتماعی روستایی دامن می زند
پروژه G برای تصاحب زمین و تخریب در روستاها تعبیه شد و منابع روستا دوباره سازماندهی شد. با این حال، توزیع مزایا آن چیزی نبود که همه انتظار داشتند. درگیری ها و اختلافات در روستا به طور پنهانی در حال انباشته شدن است و انتقال بین نظم قدیم و جدید هنوز کامل نشده است. پس از مختل شدن زندگی پایدار، درگیری ها به تدریج تشدید می شود. همراه با طراحی نهادی ناقص، این تضادهای ساختاری به محرک درگیری‌های اجتماعی روستایی تبدیل شده‌اند.
(1) زندگی پایدار تحت تأثیر پروژه
زمین پایه و اساس زندگی و کار کشاورزان است. از دست دادن زمین به این معنی است که کشاورزانی که نسل‌ها در مناطق روستایی زندگی کرده‌اند، تضمین اساسی بقا را از دست داده‌اند. [4] استانداردهای فعلی غرامت اکتساب زمین کشور من، مزایای بالقوه ای را که روستاییان بدون زمین ممکن است از زمین خود در طول دوره قرارداد آتی به دست آورند، در نظر نمی گیرند و یک بار خرید هستند. [5] پروژه G به مقدار زیادی زمین در روستای X نیاز داشت. پس از تملک زمین، کشاورزان تقریباً هیچ زمینی برای کشاورزی نداشتند. پس از اجرای غرامت مالی یکباره، سیاست های حمایتی بعدی ارائه نمی شود و این امر باعث می شود افراد به راحتی در مشکلات معیشتی قرار بگیرند. روستاییان عموماً دارای ذهنیت فئودالی «ترس از مقامات و ترس از دولت» هستند. اگر اساسی ترین منافع بقای آنها آسیب نبیند، آنها با دولت رقابت نخواهند کرد. [6] همانطور که Xiao Xiangxiong (2014) گفت: "در سیاست های پیگیری برای تملک و تخریب زمین، مفهوم توسعه پایدار اجرا نشده است و آخرین سرویس توقف برای روستاییان بدون زمین به طور واقعی و موثر حل نشده است." [7]
سیستم ثبت نام دو خانوار، کشاورزان را از تامین اجتماعی مختلف محروم می کند، که باعث می شود آنها بیشتر به «دو جریب زمین» متکی باشند. آنها هرگز زمین "خود" خود را به راحتی رها نخواهند کرد، مگر اینکه کاملا ضروری باشد یا اقدامات جبرانی بسیار وسوسه انگیز باشد. [4] اساس جامعه روستایی، جغرافیا، عاطفه و پیوندهای خونی است. کشاورزان برای ایجاد روابط اجتماعی پایدار نیاز به ایجاد شبکه های اجتماعی مبتنی بر اعتماد و هنجارها دارند. [8] تعبیه پروژه های ملی، شبکه روابط اجتماعی اصیل و پایدار را در روستاها شکسته است و روستاییان را مجبور می کند تا بقای طولانی مدت و سبک زندگی خود را تغییر دهند. بازسازی یک خانه جدید و احساس تعلق زمان زیادی برای رسیدن به آن نیاز دارد.
(2) هنوز در طراحی سیستم حذفیات وجود دارد
«قانون آمایش سرزمین» که در سال 1998 بازنگری شد، به دولت‌های مردمی ابتکار عمل نسبی را در فرآیند تملک و تخریب زمین از سطح نهادی داد [9]. مالکیت جمعی تا حدودی وضعیت سازمان های سطح روستا را به عنوان اشخاص حقوقی در مالکیت جمعی زمین تثبیت کرده است و در نتیجه یک پدیده مخدوش ایجاد می کند: مقامات مردمی و طرف های ساخت و ساز که دستور تملک و تخریب زمین را از دولت های سطح بالاتر دریافت کرده اند، به ندرت با افراد روستایی در حین تملک زمین و فروش زمین، اما مستقیماً با سازمان های روستایی مذاکره می کنند. تا زمانی که سازمان های سطح روستا امضا کنند، حتی اگر روستاییان مخالفت کنند، فایده ای ندارد. [10]
در حالی که ادارات دولتی بر ترتیبات نهادی تسلط دارند، اغلب ناآگاهانه مستقیماً در رویدادهای مدیریت دموکراتیک مداخله می کنند. در مرحله نمایش و بحث پروژه‌های بزرگی که منافع حیاتی کشاورزان را در بر می‌گیرد، قدرت سیاسی مردمی بر اساس «خود استدلالی» تصمیم‌های بیشتری می‌گیرد و هر از گاهی باعث بروز تضادها و درگیری‌ها می‌شود. [11] در ظاهر، دولت‌های محلی و ادارات مختلف در فرآیند تصاحب و تخریب اراضی به نفع منافع ملی عمل می‌کنند، اما در کار واقعی، از مزیت‌های خود در سیستم و قدرت برای غصب منافع کشاورزان بی‌زمین استفاده می‌کنند که باعث می‌شود کشاورزان برای حفظ حقوق خود اقدام کنند. [12] [13] با بیداری آگاهی کشاورزان، آگاهی آنان از حقوق و منافع خود به طور بی سابقه ای عمیق تر شده است که انگیزه روانی آنها برای انجام اقدامات حمایتی از حقوق شده است. [14] آن کشاورزانی که «از حق مشارکت برابر در تدوین سیاست محروم بودند» «بی اعتمادی به دولت محلی ایجاد کردند» که «به طور نامشهودی دامنه درگیری را تشدید کرد». [15]
به طور کلی، تعارضات اجتماعی روستایی نتیجه تلفیق آسیب به ثبات ساختار درونی روستا و ناقص بودن سیستم بیرونی کنترل کننده ثبات روستاست.
4. انواع تعارضات اجتماعی روستایی و نتایج حکمرانی آنها
تعامل در جامعه روستایی چیزی بیش از دولت و مردم، بنگاه ها و مردم، مردم، جوامع روستایی و غیره نیست. تضادهای اجتماعی روستایی ناشی از تملک و تخریب زمین از مشارکت این سوژه های تعاملی جدایی ناپذیر است و نوع آنها ناگزیر است مجموعه ای از تعارضات بین این سوژه های اصلی باشد. از بین بردن روابط بین سوژه ها لایه به لایه، پیامدهای اجتماعی انواع مختلف تعارض، یعنی وضعیت حاکمیتی درگیری های اجتماعی را آشکار می کند.
(1) انواع تضادهای اجتماعی روستایی
از منظر روابط اجتماعی، تعامل بین ذینفعان به طور مستقیم یا غیرمستقیم درگیر در تملک و تخریب زمین در روستاهایی که پروژه های مهندسی در آنها تعبیه شده است، ناگزیر نتایج خاصی را به همراه خواهد داشت: یا همزیستی هماهنگ یا درگیری. با قضاوت از رویه در دهکده X، سه نوع اصلی درگیری ناشی از تملک و تخریب زمین روستایی وجود دارد:
1. درگیری بین روستاییان سلب مالکیت شده و دولت های مردمی
از زمان تملک و تخریب روستا با توجه به ویژگی‌های طراحی سیستم مدیریت اداری و سیستم مالی و مالیاتی، ارزیابی دولت‌های مردمی، ارتقای رهبران و میزان درآمد مالی ارتباط چندانی با روستاییان ندارد. در نتیجه، ادارات اداری انگیزه ای برای سرمایه گذاری بیش از حد وقت و انرژی برای بررسی و حل «مسائل پیش پا افتاده» روستاییان ندارند. این به دولت‌های مردمی اجازه می‌دهد تا بالاتر از جامعه روستایی شناور شوند و انرژی محدود خود را صرف کارهایی کنند که بیشترین سود را برای آنها دارد، در حالی که چشم خود را بر خواسته‌های کشاورزان می‌بندند. [9] تا زمانی که کشاورزان مشکلی ایجاد نکنند، زمان و انرژی خود را صرف جدی گرفتن آن نخواهند کرد.
2. درگیری بین روستاییان و کمیته های روستا
درگیری بین روستاییان عادی و کمیته روستا عمدتاً ناشی از برخی پدیده های ناعادلانه در تملک زمین و جبران خسارت تخریب است. در روند بررسی خانه ها و زمین های کشاورزان، ادارات دولتی نیاز به هماهنگی با کمیته روستا دارند. با توجه به تفاوت در روابط نزدیک با اعضای کمیته روستا، اجتناب ناپذیر است که مساحت جبران شده برخی خانوارها از مساحت واقعی بیشتر و برخی دیگر کمتر از مساحت واقعی در نتایج اندازه گیری و ارزیابی باشد. روستاییان صادق و صادق فقط خشم خود را فرو بردند و جرأت نکردند حرفی بزنند. هر چه شکاف بین تصاحب زمین، تخریب و توزیع مجدد بیشتر باشد، احساس بی‌عدالتی در روستاییان عادی قوی‌تر می‌شود و تمایل فوری آنها به دنبال کردن تعادل و مطالبه عدالت بیشتر می‌شود. [16]
3. درگیری بین روستاییان
به دلیل تراکم زیاد و شرایط نامناسب ساخت و ساز مسکن در حال انتقال، زندگی روستائیانی که مجبور به ازدحام در این مناطق هستند به شدت ناخوشایند است. جزئیات زندگی روزمره مانند آب، برق و زباله در فضایی کوچک به هم می ریزند و به هم می خورند و باعث می شوند که روابط بین ساکنان به طور فزاینده ای از خود بیگانه شده و حتی علیه یکدیگر تبدیل شود. در روند ساختن یک جامعه جدید، نزاع بین روستاییان بر سر ساخت خانه اغلب به دلیل درک متفاوت از خطوط مرزی و مناطق عمومی رخ می دهد، یا به این دلیل که آنها همیشه امیدوارند که خانه خودشان بهتر از دیگران در فنگ شویی باشد.
(2) نتایج حاکمیت منازعات اجتماعی روستایی
1. بازسازی و ادغام ساختار اجتماعی روستایی
سیاستمداران و محققان ماهیت سیاسی، درجه سازماندهی و آسیب اجتماعی رفتارهای حمایت از حقوق را که توسط پایین جامعه برای بقای منافع خود اتخاذ می شود، دست بالا برآورد کرده اند. [17] تعارض در هر جامعه ای وجود دارد و اجتناب ناپذیر است. اگر کنترل و هدایت به خوبی انجام شود، تعارض ها می توانند کارکردهای مثبتی را برای توسعه جامعه و ارتقای یکپارچگی و بهبود اجتماعی فراهم کنند.
در فرآیند تملک و تخریب اراضی روستایی، ابراز عقاید روستاییان و حفظ منافع می تواند از گسترش بیش از حد اختیارات ادارات اداری جلوگیری کرده و در حدود معقول و قانونی اثر محدودکننده ای ایجاد کند. از طرفی به دلیل مقررات نهادی، کمیته روستا حق تصرف در اموال جمعی روستا را دارد. با هدایت منافع، هنگام انجام اقدامات، منافع خود را تا حد زیادی در نظر می گیرد. تجاوز بیش از حد به اموال عمومی به ناچار مخالفت روستائیان و دولت را برانگیخت. تعارضات ناشی از این امر می تواند اقدامات کمیته روستا را در یک فضای معین محدود کند تا بیش از حد از مرزهای منطقی فراتر نرود که این امر موجب حفظ توسعه سالم جامعه روستایی می شود.
2. گسست و تمایز پیوندهای اجتماعی روستایی
نتایج برای کشاورزانی که مجبور به جابجایی هستند، اغلب به خوبی برنامه ریزی شده و طراحی شده توسط پروژه نمی شود. اکثر خانوارهای روستایی به دلیل از دست دادن زمین، مسکن، شبکه اجتماعی اصلی و امکانات عمومی در وضعیت معیشتی ناامن قرار گرفته اند. [7] اگر یک سری مسائل معیشتی مانند اشتغال، تحصیل، مراقبت های پزشکی و مراقبت از سالمندان روستاییان بی زمین را نتوان به طور منطقی ترتیب داد، به راحتی عاملی ناپایدار می شود و بر نظم اجتماعی تأثیر منفی می گذارد. [7]
وقتی دولت‌های مردمی «منافع عمومی» را تعریف می‌کنند، تمام تلاش خود را می‌کنند تا دامنه آن را گسترش دهند و در نتیجه از آن بهره ببرند. [17] موضوع مالکیت زمین روستایی مبهم و ساختگی است، کشاورزان نمی توانند آزادانه در معاملات بازار شرکت کنند و مالکیت جمعی فاقد حمایت است و باعث می شود فساد و پدیده های تاریک در روند تصاحب و تخریب زمین رایج شود. همچنین ممکن است در هنگام تملک و تخریب زمین، بین طبقات متوسط ​​و بالا و طبقه مدیریتی تعارض ایجاد شود. در حال حاضر حل این گونه درگیری ها اساساً به این صورت است که طبقات متوسط ​​و بالا برای نشان دادن قدرت و بیان مطالبات خود از دادخواست های حقوقی استفاده می کنند. برای آرام کردن اوضاع، طبقه مدیریت عموماً امتیازات خاصی را برای تسهیل شرایط اتخاذ می کند. با این حال، با قضاوت از نتایج واقعی، این مبادله نامعقول منافع نه تنها نتوانست فراوانی درگیری ها را کاهش دهد، بلکه در عوض بی اعتمادی متقابل را تشدید کرد.
5. تأمل در معضل مدیریت تعارض اجتماعی روستایی
تملک و تخریب زمین فرآیندی است برای توزیع مجدد مزایای ارزش افزوده زمین روستایی. این روند ناگزیر به تعامل و بازی بین طبقات روستایی و در نتیجه منجر به درگیری بین طبقات خواهد شد. [15] اکثر مناقشات تملک و تخریب زمین های روستایی در کشور من یک مدل حکومتداری رسمی را به رهبری دولت های محلی اتخاذ می کنند، یعنی دولت های محلی از حرکات اداری، تبانی منافع و انعطاف پذیری و مماشات استفاده می کنند تا مسائل عمده را به موضوعات بی اهمیت کاهش دهند و ابتدا ثبات را حفظ کنند. این روش مدیریت تعارض تک بعدی دیگر برای «بحران های پیچیده» روستایی و توسعه بلندمدت مناسب نیست. با نگاهی به روند کنونی و نتایج تملک و تخریب اراضی روستایی، متوجه می‌شویم که تضادها و تضادها در درجات و اشکال مختلف به دلیل مشکلات زیر رخ می‌دهد:
(1) فقدان موقعیت مسلط کشاورزان منجر به عدم انصاف در جبران خسارت می شود
در حال حاضر، کشور من هنوز به کشاورزان آزادی کافی در تملک و تخریب زمین روستایی نداده است. آنها فقط به عنوان مطیع در نظر گرفته می شوند و منفعلانه مقررات و سیاست های تدوین شده توسط ادارات اداری را می پذیرند. آنها به طور موثر در فرآیند تعیین قیمت شرکت نمی کنند و میزان و دسته هزینه های جبران خسارت را غیر منطقی می کنند. تجلی اساسی مدیریت تعارض در تملک و تخریب اراضی روستایی این است که دولت مردمی قوی‌ترین جایگاه را دارد و پس از آن کمیته روستا، در حالی که کشاورزان عادی تا حدی به حاشیه رانده شده‌اند. روستاییان حق مشارکت در فرآیند تدوین و اجرای سیستم، اشتراک در مزایا و فرصت ها و برخورداری از حقوق برابر در بیان، اطلاعات و تصمیم گیری را ندارند. چنین ساختار حاکمیتی برای ارتباط مؤثر بین همه اقشار مساعد نیست و نمی‌تواند کانال‌هایی را برای کشاورزان برای بیان خواسته‌ها و تخلیه احساسات خود ایجاد کند و در نتیجه موجب خصومت طولانی‌مدت، سوء تفاهم و درگیری بین اقشار مختلف می‌شود. [16]
(2) عدم تعادل علایق و رفتارها باعث تحقیر اخلاق قبیله ای می شود
در عملیات تملک و تخریب، منافع دولت پیچیده و مبهم است. بر اساس عقل سلیم، دولت باید منافع همه طرف ها را سنجیده و منافع ساکنان محلی را به حداکثر برساند. با این حال، در مواجهه با فشار ارزیابی و محدودیت های درآمد مالی، رفتار آن ماهیت سودآوری نشان داده است. ساکنان روستاها در وضعیت عقلانیت محدود قرار دارند و اعتماد بیشتری به چهره های مشهور طایفه نشان می دهند. وقتی اوضاع نابسامان است، عادت می‌کنند اقدامات دیگر تخریب‌شدگان را مشاهده کنند و به برخورد احزاب معتبر روستا اشاره کنند. در صورت موافقت سرپرستان محترم خانواده و یا کادر روستایی با تخریب، نظر بزرگان را نیز رعایت کرده و با کار تملک و تخریب زمین همکاری خواهند کرد. [7] با این حال، به دلیل درک ناکافی دولت از روابط همسایگی و خویشاوندی در زمان تملک و تخریب زمین، این منبع به طور کامل و مؤثر مورد استفاده قرار نگرفت.
از آنجایی که بزرگان قبیله از اقتدار اخلاقی بالایی برخوردارند و در شکل اجتماعی خاص مناطق روستایی، اخلاق همچنان نیروی الزام آور قوی بر روستاییان دارد، جامعه روستایی چین همیشه سنت قوی خودمختاری قبیله و اعیان را حفظ کرده است، که در برخی موارد از سازمان های رسمی تأثیرگذارتر است. ماهیت مدیریت تعارضات اجتماعی روستایی اتخاذ روش های حاکمیتی مناسب برای تضمین عملکرد عادی نظم اجتماعی مردمی است. دانش بومی مانند اخلاق طایفه ای، مفاهیم اخلاقی و قوانین و مقررات روستایی، مبنای اساسی دستیابی به نظم هماهنگ در جامعه روستایی است.
(3) عدم درک فرهنگ عامیانه به هویت روانی روستاییان آسیب می رساند
در کارهای فعلی تملک و تخریب زمین روستایی کشورمان، ما تقریباً فقط غرامت مادی را در نظر می گیریم و حتی استانداردهای جبران خسارت تعیین شده را به شدت اجرا می کنیم. ما به ندرت پیشقدم می شویم که دانش محلی در مناطق روستایی را با هویت روانی روستاییان ترکیب کنیم. از آنجا که مناطق روستایی عموماً آداب و رسوم اجتماعی قوی و چسبندگی و تداوم فرهنگ سنتی را حفظ می کنند، روابط انسانی سنتی نیز نقش بزرگی در عملکرد واقعی قدرت سیاسی ایفا می کند. [19] با این حال، بسیاری از دولت های محلی از دور ماندن از دانش محلی امتناع می ورزند، و با تکیه بر مزایای خود در طراحی سیستم برای افراط بیش از حد از قدرت خود، خودداری می کنند. برخی از تصمیم‌ها و برنامه‌هایی که می‌گیرند، قرارداد روانی روستاییان را به شدت نقض می‌کند و منجر به انحرافات و درگیری‌های مکرر در روند حاکمیت اجتماعی روستایی می‌شود.
پرسنل مدیریت روزانه روستایی مانند کمیته های روستایی به طور فزاینده ای بر اساس منافع هدایت می شوند و به طور انتخابی خود را به دولت های مردمی و احزاب ساخت زیرساخت متصل می کنند. در روند انجام وظایف، تمایل به گسترش حقوق و منافع خود دارند و احساسات روستاییان را نادیده می گیرند. روستاییان از منظر زندگی اجتماعی به پیوندهای به هم پیوسته مانند جغرافیا، پیوندهای خونی و خویشاوندی اهمیت زیادی می دهند. این در واقع از طرفی نشان می دهد که الزامات روستاییان برای برقراری ارتباط و حفظ روابط موجود باید به طور کامل در طول کار تملک زمین روستایی، تخریب و اسکان مجدد در نظر گرفته شود. نادیده گرفتن این نیازها و هویت‌های روانی، ناخواسته تضادها و درگیری‌هایی را در میان روستاییان در جنبه‌هایی مانند ساختن خانه‌های جدید و بازسازی روابط محله‌ای برانگیخته است.
6. نتیجه گیری و بحث
نتایج حاکمیت درگیری ها در جامعه روستایی چین مستقیماً بر ثبات و هماهنگی جامعه روستایی تأثیر می گذارد و حتی بر برنامه راهبردی این کشور برای ساختن روستایی مدرن سوسیالیستی جدید تأثیر می گذارد. این امر باعث می شود که تفکر جدیدی در مورد تضادهای تملک زمین و تخریب در جامعه روستایی انجام شود و مکانیزم حاکمیت تعارض مناسب تر برای وضعیت واقعی جامعه روستایی پیدا شود.
مناطق توسعه یافته و مناطق شهری کشور من عمیقاً تحت تأثیر اقتصاد بازار قرار گرفته اند، در حالی که مناطق روستایی نسبتاً بسته هستند و آداب و رسوم سنتی و آثار فرهنگی بیشتری را حفظ کرده اند. این ساختار اقتصادی و اجتماعی دوگانه باعث می‌شود که ما نتوانیم به سادگی از تجربه حکمرانی روستاهای شهری و مناطق روستایی حومه‌ای در مدیریت تضادها و درگیری‌های ناشی از تصاحب زمین و تخریب در جامعه روستایی کپی برداری کنیم.
تغییر از حکومت "قوی" به "مشاوره" کلیدی برای مهار موثر درگیری ها بر سر تصاحب زمین و تخریب است. ساخت مدل‌های حکومت‌داری اجتماعی روستایی آینده باید به طور موثر مشکل توزیع قدرت بین پایگاه‌های قدرت دوگانه‌شده و مشکلات موقعیت‌یابی نقش را در میان افراد مختلف حاکمیتی حل کند، مکانیسم‌های ارتباطی بین طبقات مختلف ایجاد کند، و کانال‌هایی هموار برای کشاورزان برای بیان خواسته‌ها و تخلیه احساسات خود ایجاد کند. به فرهنگ محلی احترام بگذاریم، به جایگاه غالب کشاورزان در حکمرانی روستایی توجه کامل داشته باشیم و از صاحبان دانش محلی مانند نخبگان روستایی، چهره های معتبر روستایی و سازمان های اجتماعی روستایی دعوت کنیم تا در حکومتداری مشترک مشارکت کنند.

برچسب های مرتبط:

خواندن توصیه می شود